غزل شمارهٔ ۷۱۸

ای داده روی خوب تو از حسن داد دیده

ایزد ز آفرین فراوانت آفریده

چون ذره در هوای تو خورشید آسمانی

بسیار در فراز و نشیب جهان دویده

گل در میان باغ به دست نسیم صد پی

از یاد چهرهٔ تو به خود جامه بر دریده

بی‌رنگ و سرمه خم ابروی عنبرینت

صد باره چهرهٔ نقاش چین بریده