غزل شمارهٔ ۷۵۳

در کعبه گر ز دوست نبودی نشانه‌ای

حاجی چه التفات نمودی به خانه‌ای؟

مرغان آن هوا به زمین چون کنند میل؟

تا در میان دام نبینند دانه‌ای

بویی ز وصل اگر به مشامش نمی‌رسید

رغبت به هیچ موی نمی‌کرد شانه‌ای

این کوشش و کشش همه بی‌کار چون بود؟

عاقل چگونه دل بنهد بر فسانه‌ای؟