بخش ۲

دگر روز چون بردمید آفتاب

ببالید کوه و بپالود خواب

به نزدیک منذر شدند این گروه

که بهرام شه بود زیشان ستوه

که خواهشگری کن به نزدیک شاه

ز کردار ما تا ببخشد گناه

که چونان بدیم از بد یزدگرد

که خون در تن نامداران فسرد