غزل شمارهٔ ۷۵۶

چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی

زهی، سعادت آن خفته کش تو هم خوابی

نقاب طرهٔ شبرنگ زیر چهره چه سود؟

که چون ستارهٔ روشن ز زیر می‌تابی

دلم ز پستهٔ تنگ تو چون براندیشد

به چهر زرد و دم اشکهای عنابی

بقای حسن چو گل چند روز می‌باشد

بکوش تا مگر این چند روز دریابی