غزل شمارهٔ ۷۶۴

کدامین نقشبند این نقش بستی؟

همه یک دست و هر نقشی به دستی

به نور جان شدست این نقش ممتاز

و گرنه کی چنین در دل نشستی؟

گر این جان در بت سنگین بدیدی

عجب دارم خلیل ار بت شکستی

ورین معنی بتی را جمع بودی

کدامینمؤمناز بت باز رستی؟