غزل شمارهٔ ۷۶۵
میی کو ترا میرهاند ز مستی
حلالت از آن می خرابی و مستی
بت تست نفس تو در کعبهٔ تن
خلیل خدایی، گر این بت شکستی
عروس جهان را وفایی نباشد
به آخر بدانی که: دل در که بستی؟
نبینی به خود غیر ازین صوت و صورت
چه گویم؟ زهی! غافل از خود که هستی
میی کو ترا میرهاند ز مستی
حلالت از آن می خرابی و مستی
بت تست نفس تو در کعبهٔ تن
خلیل خدایی، گر این بت شکستی
عروس جهان را وفایی نباشد
به آخر بدانی که: دل در که بستی؟
نبینی به خود غیر ازین صوت و صورت
چه گویم؟ زهی! غافل از خود که هستی