غزل شمارهٔ ۷۷۸

نگارا، یاد می‌داری که یاد ما نمی‌کردی؟

سگان را در بر خود جای و جای ما نمی‌کردی؟

چو جانت می‌سپرد این تن بجز خونش نمی‌خوردی؟

چو خوانت می‌نهاد این دل بجز یغما نمی‌کردی؟

نشان درد می‌دیدی ولی درمان نمی‌دادی

به کوی وصل می‌بردی ولی در وا نمی‌کردی؟

نخستین روزت ار با من نبودی فتنه اندر سر

چو رخ در پرده پوشیدی دگر پیدا نمی‌کردی