غزل شمارهٔ ۷۸۱

نگارا، گر چه می‌دانم که بس بی‌مهر و پیوندی

سلامت می‌فرستم با جهانی آرزومندی

بدان دل کت فرستادم نه‌ای خرسند، می‌دانم

که گر جان نیز بفرستم نخواهد بود خرسندی

چنین زانم پسندیدی که حال من نمی‌دانی

ز حالم گر شوی آگه چنان دانم که نپسندی

ز شاخ مهر چون گفتم که: بار الفتی چینم

درخت الف ببریدی و بیخ مهر بر کندی