غزل شمارهٔ ۷۸۴

دیده بسیار نگه کرد به هر بام و دری

بجزو در نظر عقل نیامد دگری

خبر محنت ما در همه آفاق برفت

که چه دیدیم ز دست ستم بی‌خبری؟

ای که چون باد بهر گوشه گذاری داری

خود چه بادی که ازین گوشه نداری گذری؟

نه قضایی بسر عمر من آمد ز غمت

که از آن یاد توان کرد به عمری قدری