غزل شمارهٔ ۸۰۲

جهد بکن تا که به جایی رسی

درد بکش، تا به دوایی رسی

بر سر آن کوچه بسی برگهاست

خیز و برو، تا به نوایی رسی

پیرهنی چاک نکردی به عشق

کی ز بر او به قبایی رسی؟

تا نشوی فارغ و یکتا، کجا

از سر آن زلف بتایی رسی؟