غزل شمارهٔ ۸۶۷

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی

چون ترا از دل من نیست خبر هیچ مگوی

چند گویی که: حدیث تو به زر نیک شود؟

روی زرین مرا بین وز زر هیچ مگوی

پیش قند دهن پسته مثال تو ز شرم

چون نبات ار بگذارد ز شکر هیچ مگوی

هر دمی قصهٔ ما را چه ز سر میگیری؟

جان چو در پای تو کردیم ز سر هیچ مگوی