غزل شمارهٔ ۸۷۲
ای از گل سوری دهنت غنچه نمایی
وی بر سمن از سنبل تر غالیه سایی
میدان که: سر ما و نشان قدم تست
در کوی تو هر جا که سری بینی و پایی
دوش این دل من خانهٔ عشق تو همی کند
و امروز دگر باره بنا کرد سرایی
بیواسطه روزی هوس دیدن ما کن
کندر دل ما جز هوست نیست هوایی