قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - وله

سر پیوند ما ندارد یار

چون توان شد ز وصل برخوردار؟

کار ما با یکیست در همه شهر

وان یکی تن نمیدهد در کار

همدمی نیست، تا بگویم راز

محرمی نیست، تا بنالم زار

در خروشم به صیت آن معشوق

در سماعم به صوت آن مزمار