بخش ۱۸

دگر هفته تنها به نخچیر شد

دژم بود با ترکش و تیر شد

ز خورشید تابنده شد دشت گرم

سپهبد ز نخچیر برگشت نرم

سوی کاخ بازارگانی رسید

به هر سو نگه کرد و کس را ندید

ببازارگان گفت ما را سپنج

توان داد کز ما نبینی تو رنج