قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - فی منقبة امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب کرم الله وجهه

بر کوفه و خاک علی، ای باد صبح، ار بگذری

آنجا به حق دوستی کز دوستان یادآوری

خوش تحفه‌ای ز آن آب و گل، بوسیده، برداری به دل

تازان هوای معتدل پیش هواداران بری

با او بگویی: کای، ولی، وی سر احسان ویلی

زان کیمیای مقبلی درده، که جان می‌پروری

ای قبلهٔ روح و جسد، وی بیشهٔ دین را اسد

ذات تو خالی از حسد، نفس تو از تهمت بری