بخش ۲۲

بیاسود در مرو بهرام‌گور

چو آسوده شد شاه و جنگی ستور

ز تیزی روانش مدارا گزید

دلش رای رزم بخارا گزید

به یک روز و یک شب به آموی شد

ز نخچیر و بازی جهانجوی شد

بیامد ز آموی یک پاس شب

گذر کرد بر آب و ریگ فرب