بخش ۲۸

چو خورشید بر چرخ بنمود دست

شهنشاه بر تخت زرین نشست

فرستادهٔ قیصر آمد به در

خرد یافته موبد پرگهر

به پیش شهنشاه رفتند شاد

سخنها ز هرگونه کردند یاد

فرستاده را موبد شاه گفت

که ای مرد هشیار بی‌یار و جفت