بخش ۳۲

چو بشنید شد نامه را خواستار

شگفتی بماند اندران نامدار

چو آن نامه برخواند مرد دبیر

رخ تاجور گشت همچون زریر

بدو گفت کای مرد چیره‌سخن

به گفتار مشتاب و تندی مکن

بزرگی نماید همی شاه تو

چنان هم نماید همی راه تو