بخش ۳۷

همان شاه شنگل دلی پر ز درد

همی داشت از کار او روی زرد

شب آمد بیاورد فرزانه را

همان مردم خویش و بیگانه را

چنین گفت کاین مرد بهرامشاه

بدین زور و این شاخ و این دستگاه

نباشد همی ایدر از هیچ روی

ز هرگونه آمیختم رنگ و بوی