غزل

عنایت‌ها توقع دارم از تو

که هم آشفته و هم زارم از تو

عزیزی پیش من چون جان اگر چه

به چشم خلق گیتی خوارم از تو

ز کار من مشو غافل، که عمریست

که من سرگشته و بی‌کارم از تو

نخواهم گشتن از عشق تو بیزار

بهل، تا میرسد آزارم از تو