حکایت

گدایی گشت با شهزاده‌ای جفت

بدان جرمش چو میکشتند، میگفت

به دست خود سزای خویش دیدم

که: پا پیش از گلیم خود کشیدم

هر آن مفلس که باشد طالب گنج

تحمل بایدش کردن بسی رنج

سزای خویش باید یار جستن

به قدر قوت خود بار جستن