بخش ۱ - پادشاهی یزدگرد هجده سال بود

چو شد پادشا بر جهان یزدگرد

سپاه پراگنده را کرد گرد

نشستند با موبدان و ردان

بزرگان و سالاروش بخردان

جهانجوی بر تخت زرین نشست

در رنج و دست بدی را ببست

نخستین چنین گفت کن کز گناه

برآسود شد ایمن از کینه‌خواه