در منع شراب و بنک و مستی

باده کم خور، خرد به باد مده

خویش را یاد او به یاد مده

هوش یار تو به، که بیهوشی

هوشیاری تو، باده کم نوشی

می بتونت کشد سر از بستان

بنگ رویت کند به گورستان

باده در خیک و بنگ در انبان

گر نه دیوانه‌ای مشو جنبان