در آداب می خوردن

خوردن باده گر شود ناچار

کوش تا نگذرد حریف از چار

خادمی چست و صاحبی خوشخوی

ساقیی نغز و مطربی خوش گوی

تا زر و سیم و نقل داری و می

منه از جای خویش بیرون پی

گر خوری می به خانهٔ دگران

بر حریفان مباش سرد و گران