در شفقت بر زیر دستان

مکن، ای خواجه، بر غلامان جور

که بدین شکل و سان نماند دور

زور بر زیر دست خویش مکن

دل او را ز غصه ریش مکن

که از آنجا تو را گماشته‌اند

بر سر این گروه داشته‌اند

زان میان یک وکیل خرجی تو

هم غلام گلوی و فرجی تو