بخش ۱ - آغاز داستان

چو کسری نشست از بر تخت عاج

به سر برنهاد آن دل‌افروز تاج

بزرگان گیتی شدند انجمن

چو بنشست سالار با رای‌زن

سر نامداران زبان برگشاد

ز دادار نیکی دهش کرد یاد

چنین گفت کز کردگار سپهر

دل ما پر از آفرین باد و مهر