سخنی چند بر سبیل موعظه

صرف طاعت کن این جوانی را

بنگر آنروز ناتوانی را

عاقلی، گرد نانهاده مگرد

کز جهان جز نصیب نتوان خورد

در دل خود مکن حسد را جای

از درون زنگ بغض و کین بزادی

سلطنت چیست؟ تن درستی تو

پادشاهی؟ به خیر چستی تو