در فضیلت بی‌خوابی

عز ناخفتن، ار تو هستی کس

نص یا «ایهاالمزمل» بس

شود از آب چشم و بیداری

بر زبان چشمهٔ سخن جاری

خواب را گفته‌ای برادر مرگ

چون نخسبی نمیزنی در مرگ

دل شب زنده‌دار زنده بود

قالب خفته سرفگنده بود