غزل شمارهٔ ۷
گر راه بود بر سر کوی تو صبا را
در بندگیت عرضه کند قصه ما را
ما را به سرا پردهٔ قربت که دهد راه
برصدر سلاطین نتوان یافت گدا را
چون لاله عذاران چمن جلوه نمایند
سر کوفته باید که بدارند گیا را
گر ره بدواخانهٔ مقصود نیابیم
در رنج بمیریم و نخواهیم دوا را