غزل شمارهٔ ۲۷
چو در گره فکنی آن کمند پر چین را
چوتاب طره به هم بر زنی همه چین را
بانتظار خیال تو هر شبی تا روز
گشودهام در مقصورهٔ جهانبین را
کجا تو صید من خسته دل شوی هیهات
مگس چگونه تواند گرفت شاهین را
چو روی دوست بود گو بهار و لاله مروی
چه حاجتست به گل بزم ویس و رامین را