غزل شمارهٔ ۴۵

من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب

برخیز و بده شراب بنشین و بزن رباب

ای سام تو بر سحر وی شور تو در شکر

در سنبله‌ات قمر در عقربت آفتاب

برمشک مزن گره برآب مکش ز ره

یا ترک خطا بده یا روی ز ما متاب

در بر رخ ما مبند بر گریهٔ ما مخند

بگشای ز مه کمند بردار ز رخ نقاب