بخش ۲ - آغاز داستان

یکی پیر بد مرزبان هری

پسندیده و دیده ازهر دی

جهاندیده‌ای نام او بود ماخ

سخن‌دان و با فر و با یال و شاخ

بپرسیدمش تا چه داری بیاد

ز هرمز که بنشست بر تخت داد

چنین گفت پیرخراسان که شاه

چو بنشست بر نامور پیشگاه