غزل شمارهٔ ۶۴

آه کز آهم مه و پروین بسوخت

اختر بخت من مسکین بسوخت

آتش مهرم چو در دل شعله زد

برفلک بهرام را زوبین بسوخت

سوختم در آتش هجران او

پشه را بین کز غم شاهین بسوخت

ای بسا خسرو که او فرهادوار

در هوای شکر شیرین بسوخت