غزل شمارهٔ ۷۸

با تو نقشی که در تصور ماست

به زبان قلم نیاید راست

حاجت ما توئی چرا که ز دوست

حاجتی به ز دوست نتوان خواست

ماه تا آفتاب روی تو دید

اثر مهر در رخش پیداست

سخن باده با لبت بادست

صفت مشک باخط تو خطاست