غزل شمارهٔ ۸۴

جمشید بنده در دولتسرای ماست

خورشید شمسهٔ حرم کبریای ماست

جعد عروس ماهرخ حجلهٔ ظفر

گیسوی پرچم علم سدره‌سای ماست

آن اطلس سیه که شب تار نام اوست

تاری ز پردهٔ در خلوتسرای ماست

کیوان که هست برهمن دیر شش دری

با آن علو مرتبه مامور رای ماست