بخش ۳

چو پنهان شد آن چادر آبنوس

بگوش آمد از دوربانگ خروش

جهانگیر شد تابنزد پدر

نهانش پر ازدرد وخسته جگر

چو دیدش بنالید و بردش نماز

همی‌بود پیشش زمانی دراز

بدو گفت کای شاه نابختیار

ز نوشین روان در جهان یادگار