غزل شمارهٔ ۱۲۵

سحر بگوش صبوحی کشان باده‌پرست

خروش بلبله خوشتر زبانک بلبل مست

مرا اگر نبود کام جان وعمر دراز

چه باک چون لب جانبخش و زلف جانان هست

اگر روم بدود اشک و دامنم گیرد

که از کمند محبت کجا توانی جست

امام ما مگر از نرگس تو رخصت یافت

چنین که مست بمحراب می‌رود پیوست