غزل شمارهٔ ۱۳۶

بوستان طلعتش را نوبهاری دیگرست

چشمم از عکس جمالش لاله زاری دیگرست

از میان جان من هرگز نمی‌گیرد کنار

گر چه هر ساعت میانش در کناری دیگرست

تا لب میگون او در داد جان را جام می

چشم مست نیم‌خوابش را خماری دیگرست

عاشقانرا با طریق زهد و تقوی کار نیست

زاهدی در مذهب عشاق کاری دیگرست