غزل شمارهٔ ۱۵۶
این چنین صورت گر از آب و گلست
چون بمعنی بنگری جان و دلست
نرگسش خونخوارهئی بس دلرباست
سنبلش شوریدهئی بس پر دلست
هندوی زلفش سیه کاری قویست
زنگی خالش سیاهی مقبلست
هر چه گفتم جز ثنایش ضایعست
هر چه جستم جز رضایش باطلست
این چنین صورت گر از آب و گلست
چون بمعنی بنگری جان و دلست
نرگسش خونخوارهئی بس دلرباست
سنبلش شوریدهئی بس پر دلست
هندوی زلفش سیه کاری قویست
زنگی خالش سیاهی مقبلست
هر چه گفتم جز ثنایش ضایعست
هر چه جستم جز رضایش باطلست