غزل شمارهٔ ۱۶۰

سحرگه ماه عقرب زلف من مست

درآمد همچو شمعی شمع در دست

دو پیکر عقربش را زهره در برج

کمانکش جادوش را تیر در شست

شبش مه منزل و ماهش قصب پوش

سهی سروش بلند و سنبلش پست

بلالش خازن فردوس جاوید

هلالش حاجب خورشید پیوست