غزل شمارهٔ ۱۷۵

آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست

جنت فراز سرو قیامت قیام اوست

گر زانکه مشک ناب ز چین می‌شود پدید

صد چین در آن دو سلسلهٔ مشک‌فام اوست

مقبل کسی کش او بغلامی کند قبول

ای من غلام دولت آنکو غلام اوست

عامی چو من بحضرت سلطان کجا رسد

لیکن امید بنده بانعام عام اوست