غزل شمارهٔ ۱۸۰
ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست
آتش روی تو در عین لطافت آبیست
نیست در دور خطت دور تسلسل باطل
که خط سبز تو از دور تسلسل بابیست
تا شد ابروی کژت فتنهٔ هر گوشه نشین
ای بسا فتنه که در گوشهٔ هر محرابیست
زلف هندوی توام دوش بخواب آمده بود
بس پریشانم ازین رانک پریشان خوابیست