غزل شمارهٔ ۱۸۳

ز زلفش نافهٔ تاتار تاریست

که هر تار از سر زلفش تتاریست

ز شامش صد شکن بر زنگبارست

ولی هر چین ز شامش زنگباریست

از آن دردانه تا من بر کنارم

کنارم روز و شب دریا کناریست

مروساقی که بی آن لعل میگون

قدح نوشیدنم امشب خماریست