غزل شمارهٔ ۱۸۶
جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست
نظری کن که بجانم خطر از بیماریست
حال من نرگس بیمار تو داند زآنروی
که در او همچو دل من اثر از بیماریست
هرطبیبی که علاج دل بیمار کند
تو مپندار که او را خبر از بیماریست
تا جدا ماندهام از روی تو ای سیمین بر
رنگ روی من بیدل چو زر از بیماریست