بخش ۱۳

چو خورشید خنجر کشید از نیام

پدید آمد آن مطرف زردفام

فرستاد و گردنکشان را بخواند

برتخت شاهی به زانو نشاند

بهرجای کرسی زرین نهاد

چوشاهان پیروز بنشست شاد

چنین گفت زان پس به بانگ بلند

که هرکس که هست ازشما ارجمند