غزل شمارهٔ ۲۰۰
حذر کن ز یاری که یاریش نیست
بشودست از آنکو نگاریش نیست
چه ذوقش بود بلبل ار در چمن
گلی دارد و گلعذاریش نیست
خرد راستی را نهالی خوشست
ولیکن بجز صبر باریش نیست
مبر نام مستی که شرب مدام
بود کار آنکس که کاریش نیست
حذر کن ز یاری که یاریش نیست
بشودست از آنکو نگاریش نیست
چه ذوقش بود بلبل ار در چمن
گلی دارد و گلعذاریش نیست
خرد راستی را نهالی خوشست
ولیکن بجز صبر باریش نیست
مبر نام مستی که شرب مدام
بود کار آنکس که کاریش نیست