غزل شمارهٔ ۲۳۴

بنوش لعل مذاب از زمردین اقداح

ببین که جوهر روحست در قدح یا راح

خوشا بروی سمن عارضان سیم اندام

عقیق ناب مروق ز سیمگران اقداح

بریز خون صراحی که در شریعت عشق

شدست خون حریفان سبیل و خمر مباح

بشوی دلق مرقع به آب دیدهٔ جام

که بی قدح نبود در صلاح و تو به صلاح