بخش ۱۹

چوآمد بران شارستان شهریار

سوار آمد از قیصر نامدار

که چیزی کزین مرز باید بخواه

مدار آرزو را ز شاهان نگاه

که هرچند این پادشاهی مراست

تو را با تن خویش داریم راست

بران شارستان ایمن و شاد باش

ز هر بد که اندیشی آزاد باش