غزل شمارهٔ ۲۶۶

چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد

دل پر درد مرا مژدهٔ درمان آرد

جان بشکرانه کنم پیشکش خدمت او

هر نسیمی که مرا مژدهٔ جانان آرد

چه تفاوت کند از نکهت انفاس نسیم

بلبل دلشده را بوی گلستان آرد

زلف چوگان صفت ار حلقه کند بر رخسار

هر زمان گوی دلم در خم چوگان آرد