غزل شمارهٔ ۲۷۱

قصه غصه فرهاد بشیرین که برد

نامه ویس گلندام برامین که برد

خضر را شربتی از چشمهٔ حیوان که دهد

مرغ را آگهی از لاله و نسرین که برد

خبر انده اورنگ جدا گشته ز تخت

به سراپردهٔ گلچهر خور آئین که برد

گر چه بفزود حرارت ز شکر خسرو را

از شرش شور شکر خنده شیرین که برد